پندي از باباطاهر

به قبرستان گذر کردم صباحی




به قبرستان گذر کردم صباحی   شنیدم ناله و افغان و آهی
شنیدم کله‌ای با خاک می‌گفت   که این دنیا نمی‌ارزد بکاهی

پندي از باباطاهر

به قبرستان گذر کردم کم وبیش



به قبرستان گذر کردم کم وبیش   بدیدم قبر دولتمند و درویش
نه درویش بیکفن در خاک رفته   نه دولتمند برده یک کفن بیش


پند لقمان به فرزندش

روزی لقمان به پسرش گفت

 
ای فرزند٬ من در زندگی چهارصد هزار نکته آموختم و از آن ۸۰۰ نکته را انتخاب کردم و از آن ۸

 نکته که به نظرم افضل و اهم بقیه بود انتخاب کردم و آن این است

 
دو چیز را هرگز فراموش نکن:
خدا را و مرگ را

 
دو چیز را همیشه فراموش کن:
نیکی تو به دیگران را و بدی دیگران نسبت به خودت را

 
و چهار نکته زیر را بیش از پیش مراقبت کن

 
بر سفره‌ای وارد شدی شکم نگهدار - بر مجلسی وارد شدی زبان نگهدار

 
بر خانه‌ای وارد شدی چشم نگهدار - بر نماز وارد شدی دل نگهدار

پندو اندرزهاي بزرگان دين اسلام

 سید الطائفه جنید بغدادی - قدس سره -  و مرید

نقل است که جنيد بغدادي - قدس سره -  عارف بزرگ  ، مريدي داشت که او را از همه عزيزتر مي داشت و ديگران را از این ، آزرده خاطر شده بودند ...... شيخ از ناراحتی آن ها اگاه شد و گفت :  ادب و فهم او از همه بيشتر است و ما را نظر بر آن است  امتحان کنيم تا بر شما معلوم شود .  فرمود :  تا بيست مرغ آوردند و گفت :  هر مريدي يکي را بردارد و جايي ببرد که کس شما را نبيند و آن را بکشيد و بيارويد. همه برفتند و بکشتند و باز آمدند الا آن مريد که مرغ زنده را باز آورد. شيخ پرسيد : چرا نکشتي؟ گفت : از آن که شيخ فرموده  بود جايي بايد که کس نبيند و من هرجا مي رفتم خداوند مي ديد...!

شیخ شقیق و هارون الرشید رحمهما الله -

نقل است که چون شقيق قصد کعبه کرد و به بغداد رسيد هارون الرشيد او را بخواند .چون شقيق نزديک هارون رفت هارون گفت: " تويي شقيق زاهد ؟" گفت : " شقيق منم اما زاهد نيم" هارون گفت : " مرا پندي ده ".... گفت اگر در بيابان تشنه شوي چنان که به هلاکت نزديک باشي اگر آن ساعت شربتي آب يابي ، به چند بخري ؟ گفت : " به هر چه خواهد"  گفت: " اگر نفروشد مگر به نيمه مِلکِ تو ؟ گفت: " مي‌دهم "  گفت:  اگر آن آب بخوري از تو بيرون نيايد چنان که بيم هلاکت بُوَد يکي بگويد : " من تو را علاج کنم اما نيمه اي از ملک تو بستانم چه مي‌كني ؟ گفت :  " مي‌دهم " . شقيق گفت : " پس به چه چيزي بنازي ؛ به ملکي که قيمتش يک شربت آب بُوَد... .!

پندو اندرزهاي بزرگان دين اسلام

 مالک دینار(رحمة الله عليه) :

مالك دينار   گفت : از حسن پرسیدم : که عقوبت عالم چه باشد ؟ گفت : مردن دل . گفتم : مرگ دل چیست ؟ گفت : حب دنیا.

 « هر برادری و یاری و همنشینی که تو  را از وی فایده ای دینی نباشد ، صحبت او  را از پس پشت انداز ( با او همنشینی مکن ) ».

« دوستی اهل این زمانه را چون خوردنی بازار یافتم ، به بوی خوش ، به طعم ناخوش » .  

« هر که حدیث کردن به مناجات با خدای عز و جل دوست تر ندارد از حدیث مخلوقان (  هرکه حرف زدن با مردم را بر مناجات با خدا ترجیح دهد ) ، علم وی اندک است ، و دلش نابینا ، و عمرش ضایع است » . 

 « دوست ترین اعمال به نزدیک من اخلاص است در اعمال » . 

مرگِ دلها

                                                    

    به ابراهيمِ اَدهم ۱  گفتند: «‌چگونه است كه ما دعا مي‌كنيم ولي مستجاب نمي‌شود؟ در حالي كه خداوند فرموده است: « وَ قَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ...» (سورۀ مباركۀ غافر ، آيۀ 60) : " دعا كنيد، دعاهاي شما را قبول مي‌كنم و اجابت مي‌نمايم " .  فرمود :   «  دعاهاي شما به اين دليل قبول نمي‌شود كه دلهايتان مرده است » گفتند : «  سبب و باعثِ  مرگِ  دلهاي ما چيست؟ »

فرمود : « اين هشت خصلت :

1-  حقِّ خدا را ‌شناختيد ولي به اداي آن قيام نكرديد؛ 

 2-  قرآن را ‌خوانديد ولي به آن عمل نكرديد؛    

 3-  ادّعا ‌كرديد كه پيامبرr  را دوست داريد ولي سنّت و  روش او را ترك كرديد؛

 4- ‌گفتيد : از مرگ مي‌ترسيم، امّا خود را آمادۀ آن ‌نساختيد؛

5-   خداوند فرموده است: « إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا » (سورۀ مباركۀ فاطر،آيۀ  6 ) :  « به درستي كه شيطان دشمن شماست او را دشمن خود سازيد »، امّا شما با شيطان موافق و همراه شديد و همكاري با او  را در گناهان روش خود ساختيد؛

6- گفتيد: از دوزخ مي‌ترسيم ، ولي خود را در آن انداختيد ؛

7- ‌گفتيد :  بهشت را دوست داريم ولي براي ورود به آن عمل نكرديد و نكوشيديد ؛

8 -  وقتي كه از خواب بيدار مي‌شويد عيوب خود را از ياد مي‌بريد ولي عيوب مردم پيش چشم شماست؛

اين گونه خود را شايان خشم خدا ساخته‌ايد ، پس چگونه دعاهايتان را اجابت كند؟ »۲.    

                                          

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ عارف و  زاهد مشهورـ كه در سال 160 (يا 166 هـ.ق.)، در جهاد با بيزانسيان شهيد شد ـ رحمه الله.

 ر.ك:فرهنگ معين ؛ ج. 5 ؛ذيلِ ابراهيم.

۲ـ اين نوشته ترجمه‌اي است از مطلبي كه به نقل از حضرت امام محمّد غزّالي در فيض‌القدير، جلد سوم،ص 542 آمده است. 

پندو اندرزهاي بزرگان دين اسلام

فضیل عیاض(رحمة الله علیه) : 

« هرچیزی را زکاتی است و زکاتِ عقل، اندوهِ طویل است » .   « هرکه از خدای بترسد، جمله چیزها(همه چیز) از او بترسد ، و هرکه از خدای نترسد از جمله چیزها بترسد ».  

« حقیقت توکل آن است که به غیرالله امید ندارد و از غیر الله نترسد » .   « جنگ کردن با خردمندان آسانتر است که حلوا خوردن با  بی خردان  ».  « دو خصلت است که دل را فاسد کند :  بسیار خفتن و  بسیار خوردن ».

پندو اندرزهاي بزرگان دين اسلام

رابعه عدویه (رحمة الله علیها) : 

«استغفار به زبا ن ، کار دروغگویان  است ».    « ثمرة معرفت روی به خدای آوردن است ».  

«عارف آن بود که دلی خواهد از خدای . چون خدای دلی دهدش ، در حال(فوراً) دل به خدای بازدهد تا در قبضة او محفوظ بماند و در ستر او از خلق محجوب بود ».  

پندو اندرزهاي بزرگان دين اسلام

حسن بصری (رحمة الله عليه) :  

«گوسفند از آدمی آگاهتر است از آنکه بانگ شبان(چوپان) او را از چرا کردن باز دارد و آدمی را سخن خدای، از مراد خویش باز نمی دارد  ».  

« هر که خدای را شناخت او  را دوست دارد ، و هرکه دنیا را شناخت او را دشمن دارد ».

گفتند : کسی می گوید که خلق را دعوت مکنید تا پیش خود را پاک نکنید.(قبل از اصلاح خود دیگران را به نیکی دعوت نکنید). گفت : شیطان در آرزوی هیچ نیست مگر در آنکه این کلمه در دل ما آراسته کند تا در امر به معروف و نهی منکر بسته آید.

 گفت : امروز با قومی صحبت دارید که شما را بترسانند و فردا ایمن باشید بهتر که صحبت با قومی دارید که شما را ایمن کنند و فردا به خوف اندر رسید . 

پند و اندرزهای سه گانه :

اندرزهای سه گانه

از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و سلم ) روایت شده است که فرمودند :

1)کسی که شب را به روز آورد و از تنگدستی زندگی شکایت و گلگی کند، مثل اینکه از پروردگارش شکایت می کند .

2)کسی که شب را در غم و اندوه دنیایی به روز آورد ، در حال نارضایتی از پروردگارش شب را ، روز کرده است .

3)کسی که در برابر ثروتمندی به خاطر ثروتش فروتن و متواضع باشد ثلث (یک سوم) دیانتش را به باد داده است .

 

از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و سلم ) روایت شده است که فرمودند :

کسی که از سایه گناه و عصیان به سایه طاعت و عبادت رود، خداوند او را :

۱)     بدون مال و ثروت ، بی نیاز می کند.

۲)     بدون نیرو و سپاه پیروز و مویدش می کند.

۳)     بدون قوم و قبیله صاحب عزتش می کند.

 

از حضرت ابوبکر صدیق (رضی الله عنه ) روایت شده که می فرمایند :

سه چیز به سه چیز به دست نخواهد آمد :

1)      ثروت و مال به تمنا و آرزو .

2)      جوانی به رنگ و روغن و آرایش .

3)      سلامتی و تندرستی به دارو و درمان

 

از حضرت عمر فاروق (رضی الله عنه ) روایت شده که می فرمایند :

1)      دوستی مهربانانه با مردم نصف عقل است .

2)      نیک پرسش کردن نصف علم است .

3)      تدبیر نیک نصف معیشت و زندگی است .

 

از حضرت عثمان ذی النورین (رضی الله عنه ) روایت شده که می فرمایند :

1)      کسی که ترک دنیا کند ، خداوند دوستش می دارد .

2)      کسی که ترک گناه کند ، ملائک و فرشتگان دوستش می دارند .

3)      کسی که ، از چیزی که برای مسلمانان مفید است ، دل برکند و آز و طمع را کنار گذارد، مردم دوستش می دارند .

 

از حضرت علی حیدر کرار (رضی الله عنه ) روایت شده که می فرمایند :

1)      نعمتی از نعمتهایی که برای تو کافی باشد ، اسلام است .

2)      شغلی که برای تو کافی باشد ، طاعت و عبادت است .

3)      پندی که برای تو کافی باشد ، مرگ است .

 

از حضرت عبدالله بن مسعود (رضی الله عنه ) روایت شده که می فرمایند :

فراوانند کسانی که :

1)      به نعمت فریب خورده اند .

2)      به تعریف و تحسین دیوانه شده اند .

3)      به پوشش و لباس مغرور گشته اند .

 

از حضرت داود پیامبر (علیه السلام ) روایت شده که می فرمایند :

عاقل سرگرم نشود جز به سه چیز :

1)      تدارک توشه معاد و سفر به آخرت .

2)      تأمین نمودن هزینه زندگی .

3)      لذت بردن از حلالها .

 

حضرت جبرئیل ( علیه السلام) به حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و سلم ) گفت :

1)      آنچنان که می خواهی زندگی کن ، چون خواهی مرد .

2)      دوست داشته باش هر کس میل داری ، چون از او جدا خواهی شد .

3)      آنچه می خواهی انجام ده ، چون به عملی که انجام می دهی پاداش داده خواهد شد .

 

از ابو هریره (رضی الله عنه) روایت شده که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و سلم ) فرمودند :

سه چیز نجات دهنده ، سه چیز هلاک کننده ، سه چیز مقام و مرتبه و سه چیز کفارات گناه است .

1)      سه چیز نجات دهنده : خوف و خشیت از خداوند بزرگ در حال نهان و آشکارا، اقتصاد در حال فقر و غنا ، دادگری و عدالت در حال رضا و خشم .

2)      سه چیز هلاک کننده : حسادت و بخل شدید ، شهوت و هوا و هوس مداوم ، تکبر و خودپسندی.

3)      سه سبب مقام و مرتبه : آشکارا سلام کردن ، غذا دادن به دیگران ، نماز شب در حالی که مردم خوابیده اند

4)      سه چیز کفارات گناه : وضو گرفتن در شبهای سردی که مردم از آن می ترسند ، رفتن برای نماز جماعت ، در انتظار نماز بعدی ، بعد از خواندن نماز .

 

 از یحیی بن معاذ رازی(رحمه الله):

خوشا به حال کسی که

 ۱)    دنیا را ترک کند قبل از آنکه دنیا او را ترک کند.

۲)     قبرش را آماده کند، قبل از آنکه وارد آن شود.(یعنی کار نیک انجام دهد )

۳)     پروردگارش را قبل از انکه به او پیوندد راضی کند .

 

 لقمان حکیم به پسرش گفت:

انسان به سه قسمت تقسیم شده است :

 ۱)    قسمتی برای خداوند  و آن روح اوست.

۲)    قسمتی برای خود او  و آن عمل و کردار اوست .

۳)    قسمتی برای کرمها  و آن جسد و بدن اوست .

 

 مبع : توشه راه نجات

تالیف : شیخ ابن حجر عسقلانی